گوش حرامخوار
### یادداشت علمی: مفهوم «گوش حرامخوار» فراتر از لقمه ی ناپاک
در نگاه عموم، «حرامخواری» صرفاً به معنای تغذیه ی جسم از مال و غذایی ناپاک است. اما از منظر علوم تربیتی و اخلاق اسلامی، این مفهوم دامنهای گسترده تر دارد و تمام ابزارهای ادراکی و جوارح انسان را دربرمیگیرد.
همانگونه که روزه داری تنها به امساک از خوردن و آشامیدن محدود نمیشود، بلکه چشم، گوش و زبان نیز باید «روزه دار» باشند، حلالخواری نیز اختصاص به لقمه ی فیزیکی ندارد. بلکه هر یک از اعضای بدن باید از منبع حلال تغذیه ی اطلاعاتی و معنوی کند.
یکی از مهمترین مصادیق امروزی، حرامخواری از طریق گوش است: گوش سپردن به غیبت، تهمت، موسیقی مبتذل، محتوای مستهجن یا القائات رسانههای معارض. این نوع تغذیهی حسی، همچون لقمه ی ناپاک، روح و عقل را مسموم کرده و زمینه ساز انحراف فردی و اجتماعی میشود. تأثیر آن حتی به نسل بعد نیز منتقل میگردد؛ چه بسا فردی از راه حلال کسب درآمد میکند، اما به سبب ارتزاق فکری و عاطفی از کانالهای ناپاک، خود گمراه و گمراهکننده میشود.
در تحلیل رفتارهای نابهنجار نوجوانان و جوانان، نمیتوان از نقش تغذیه ی حسی حرام غافل شد؛ چراکه این نوع حرامخواری امروزه نقشی اساسی در بحرانهای اخلاقی و اجتماعی دارد.
وشاید بتوان با جرات گفت که بیشترین ضربهای که در جریانهای اخیر تحت عنوان وطن فروشی به کشورمان وارد شد بدلیل اهمیت ندادن والدین ودر عرصه بالاتر مسئولین به این مسئله می باشد.
گوش حرام خوار
شرمنده ایم آقا جان
آقاجان روزها میگذرد وهر روز زمانه سخت وسنگین بر سینه ما می نشیند ولی هنوز منتظر برداشتن این سنگینی بواسطه مذاکرات با کودک کشان وقلدران دنیاییم انگار نه انگار که ما چون شمایی داریم که اگر از سویدای دل صدایتان زنیم خواهی آمد وبا سربلندی زیر پرچم اقتدار الهی به آزادی وآسودگی واقعی می رسیم…شرمنده آقا….کم کاری کردیم…..
وچقدر شهید همت زیبا مینویسد…
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
امیرالمومنین علیهالسلام از یک مرد یهودی که نامش زید بود، قدری جو قرض گرفت.
چادر حضرت فاطمه علیها السلام را که از پشم بود نزد او گذاشت.
مرد یهودی چادر را بهخانه برد و در اتاقی گذاشت.
شب شد زن یهودی به آن اتاق رفت و نوری را از چادر دید که تمام اتاق را روشن کرده بود.
شوهر خود را صدا زد و آنچه دیده بود برای او بازگو کرد.
مرد یهودی شگفت زده شده بود، با سرعت داخل اتاق شد و دید نور از چادر آن خورشید عصمت است، که مانند بدر منیر، خانه را روشن کرده است.
مرد یهود همراه با زن خود به خانه خویشان رفتند. هشتاد نفر با دیدن این نور فاطمی ایمان آوردند و دل هایشان به نور اسلام منور شد.
جلد۲ ، ص۵۳۸
در منابع قابل دسترس، این ماجرا ابتدا در کتابهای الخرائج و الجرائح، و الثاقب فی المناقب که هردو در قرن ششم تألیف شدهاند گزارش شده است و منابع بعدی نیز با استناد به این دو کتاب به نقل این رخداد پرداختهاند.
در ارتباط با اعتبار این گزارش باید گفت؛ گزارشهای تاریخی در بیشتر کتابها، فاقد سند متصل و یا حتی منقطع است. و البته این به معنای نادرست بودن گزارش نیست، بلکه پذیرش آنها وابسته به اعتماد به نویسندگان کتابها و نیز انطباق با دیگر رخدادها است.
این گزارش نیز اگرچه گزارش متواتری نیست؛ اما چیزی نیست که از لحاظ موازین عقلی و شرعی قابل پذیرش نباشد؛ زیرا قرآن کریم نیز به اینگونه اعجازها از سوی پیامبران اشاره کرده است.

